پدیده سبک زندگی و معماری مسکن شهری در ایران: دکتر بابک داریوش

کد مقاله : #117
تاریخ انتشار : پنج شنبه, 28 تیر 1397 22:43
تعداد بازدید کننده : 549
چاپ ارسال به دوستان
شما این مطلب را ارسال خواهید کرد:
پدیده سبک زندگی و معماری مسکن شهری در ایران:...
  • Reload بازآوری
بزرگ یا کوچک بودن حروف اهمیت ندارد
ارسال
پدیده سبک زندگی و معماری مسکن شهری در ایران

واژه سبک زندگی (Life style) اولین بار توسط آلفرد آدلر یک روانشناس اتریشی و در سال 1929 مطرح شد. این واژه به سرعت وارد ادبیات جامعه شناسی شد و در ابتدا معرف ثروت، موقعیت و پایگاه اجتماعی افراد و شاخصی برای سنجش طبقه اجتماعی آنان محسوب می شد. پس از جنگ جهانی و با افزایش صادرات کشورهای اروپایی، وضعیت معیشت مردم اروپا بهبود یافت و میزان مصرف آنها نسبت به تولیداتشان رشد چشمگیری یافت. مساله ای که به صورت جهانی در حال رخ دادن بود و اقتصاد از تکیه بر حاکمیت تولید فاصله گرفت و به حاکمیت مصرف تکیه کرد و لذا مصرف بیش از تولید اهمیت پیدا کرد. موضوعی که تا پیش از آن بر کار سخت و انباشت ثروت تکیه داشت، پرچم دار مصرف، لذت و "ابراز وجود" شده بود. باکاک معتقد است: "سبک زندگی و مصرف" دیگر یک روند اجتماعی-فرهنگی نیستند بلکه به فرایندی تبدیل شده اند که از خلال تاثیرات آنها در جوامع مختلف می توان به برآمدن دوران و عصر نوینی در جهان پی برد.
اما این مفهوم در دهه 1980 و توسط ریمیر مجددا مورد توجه و بازبینی قرار گرفته است. او دلایلی را برای توجه دوباره به این مفهوم ذکر می کند؛ از جمله: فرایند گسترده و رو به فزونی "فردی شدن"، رشد طبقه متوسط و تحصیل کرده که به سوی اوقات فراغت، سرگرمی و مصرف گرایی گرایش دارند، ظهور ارزش ها، نگرش ها و سبک های زندگی جدید ناشی از توسعه علم و دانشگاه.
گیدنز نیز معتقد است سبک زندگی مجموعه ای هماهنگ از همه رفتارها و فعالیت های یک فرد معین در جریان زندگی روزمره است که مستلزم مجموعه ای از عادت ها و جهت گیری ها و بنابراین برخوردار از نوعی وحدت است. او معتقد است سبک زندگی در جوامع سنتی که افراد انتخاب زیادی برای گزینش ندارند جایگاهی ندارد.
در مجموع مفهوم سبک زندگی در طول شکل گیری خود در حوزه های مختلفی از جمله بازاریابی، فروش تولیدات مدرن، مطالعات فراغت و تحقیقات مرتبط با هویت مورد استفاده قرار گرفته است.
اما مفهوم سبک زندگی، در زندگی ما ایرانیان علی الخصوص جوانان هم به وفور مشاهده می شود. جایی که جوانان سنت ها و عرف ها را برای زندگی در دنیای مدرن کارامد نمی دانند و گاهی آنها را خرافات و دلایلی برای عقب ماندگی می پندارند. در اینجا هدف پرداختن به چند مورد از تاثیرات سبک زنگی بر معماری در شهرهای ایران است.
یکی از دلایل اصلی تغییر سبک زندگی در ایران ناشی از اهمیت "فردی شدن" است. این مساله را می توان در بوجود آمدن و اهمیت یافتن فضای "اتاق خواب" به عنوان یکی از فضاهای اصلی خانه مشاهده کرد. در معماری گذشته ایران فضایی به نام اتاق خواب در خانه های معمولی ایرانی وجود نداشته و اتاق ها فضاهای چند عملکردی و انعطاف پذیر بودند که خوابیدن در آنها، یکی از عملکردهایشان بوده است. اما به مرور و با تغییرات در سبک زندگی این اتاق خواب بر اساس تعاریف شهری یکی از اجزای فضایی اصلی در خانه شمرده می شود. با تغییرات بیشتر در سبک زندگی اهمیت این فضاها در خانه به شدت افزایش یافته و علی الخصوص در شهر تهران شاهد خانه هایی هستیم که در مساحت کمتر از 65 متر مربع دو اتاق خواب دارند و وجود اتاق خوابهای بیشتر مزیت یک خانه محسوب می شوند. در بررسی ها دریافتیم که جوانان ترجیح می دهند هنگامی که در خانه هستند بیشتر وقت خود را در اتاق خواب خودشان بگذرانند تا در فضای نشیمن و در کنار خانواده. این مساله بسیار مهمی است چون از سویی سبب کاهش روابط خانوادگی و نظارت والدین بر فرزندان خواهد شد و از سوی دیگر از آنجا که معماران نور مهمتر تابیده شده به ساختمان را معمولا به اتاق خوابها اختصاص نمی دهند احتمال قرار گرفتن در فضاهایی تاریک تر و بدون آفتاب می تواند منجر به بروز مشکلات روحی یا کاهش ویتامین D در آنها شود. شاید در سبک زندگی جدید و بر اساس عملکردهای متنوع این اتاق ها، نام اتاق خواب نیز باید تغییر کند و مثلا به "اتاق شخصی" تغییر نام دهد.
تاثیر دیگر تغییر سبک زندگی بر معماری شهری، تغییر نسبت فضاهای اصلی خانه یعنی: اتاق خوابها، آشپزخانه و فضای نشیمن و پذیرایی است. این پدیده می تواند ناشی از کاهش دید و بازدید ها و میهمانی ها باشد. در گذشته ای خیلی نزدیک رفت آمدهای زیاد و طبخ غذا برای افراد متعدد، نیازمند آشپزخانه ها و فضای نشیمن و پذیرایی بزرگ بود. همچنین سبک زندگی جدید و اهمیت فردیت سبب شده تا هر فرزند یک اتاق خواب داشته باشد. این مساله نیز بر نسبت اجزای فضاهای خانه تاثیر گذار بوده است.
در انتها به مساله ای می پردازیم که سالها مورد مناقشه معماران در ایران بوده است: "آشپزخانه اوپن".
طرفداران این نوع از آشپزخانه ها بر افزایش روابط خانواده و نظارت مادر خانواده بر فرزندان هنگام حضور در آشپزخانه تاکید می کردند و مخالفان آن بر معذب بودن خانم خانه هنگام حضور غریبه ها و یا مهمانان در خانه و انتشار بوی غذا در کل خانه گله داشتند. اما در سبک زندگی جدید مشاهده می شود دلایل قبلی تغییر کرده اند. روابط خانوادگی در فضای خانه کاهش یافته و فرزندان بیشتر وقتشان را در اتاق های خودشان می گذرانند و میزان مهمانی ها شدیدا کاهش یافته و آشپزی در خانه هم بسیار کم شده یا مدت طبخ غذا و حضور در آشپزخانه کاهش یافته است. نکته جالب اینکه زمزمه هایی هم شنیده می شود مبنی بر آنکه بوی غذا و آشپزی کردن در خانه در روابط زن و مرد تاثیر مثبت دارد (شاید تحقیقاتی در آینده این مساله را تایید کند). اصلا بعید نیست در سبک زندگی جدید انتشار بوی غذا در خانه از یک معضل به یک مزیت تبدیل شود!!!
در انتها ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که سبک زندگی فردی بر خلاف سنت و عرف، ممکن است به سرعت تغییر کند و فرد تصمیم بگیرد از فردا سبک زندگی اش را به کلی تغییر دهد. لذا شاید انعطاف پذیری در طراحی و ساخت خانه و طراحی فضاهای چندعملکردی بتواند راه حل مناسبی برای تامین نیازهای متعدد و متغییر افراد در طول زندگی شان باشد.