روح شهر : دکتر احمد مسجدجامعی

کد مقاله : #69
تاریخ انتشار : دوشنبه, 6 مهر 1394 13:58
تعداد بازدید کننده : 1533
چاپ ارسال به دوستان
شما این مطلب را ارسال خواهید کرد:
روح شهر : دکتر احمد مسجدجامعی
  • Reload بازآوری
بزرگ یا کوچک بودن حروف اهمیت ندارد
ارسال
مسجدجامعی عضو شورای شهر تهران: شهر یک مقوله اجتماعی و فرهنگی است نه کالبدی صرف.

دکتر احمد مسجدجامعی عضو شورای شهر تهران با حضور در «نخستین همایش ملی جامعه، معماری و شهر» که توسط پژوهشکده معماری و شهرسازی شبستان در مهر ماه سال 1393 برگزار گردید، به سخنرانی پیرامون شهر و مقولات فرهنگی و اجتماعی آن پرداخت. وی یکی از مسئولین برنامه ریزی و تصمیم گیری در شهر تهران بوده که در بازدیدهای تهران گردی دوره ای خود با گذر از کوچه و خیابانهای شهر، نظاره گر فرایندهای جاری در شهر بوده که با حضور خود در بطن شهر با بسیاری از معضلات و مشکلات شهری به طور مستقیم سر و کار داشته است. وی در سخنرانی خود خلاهایی را در زمینه شهرسازی و برنامه ریزی شهری تهران مطرح نمود تا از جنبه های مختلف علوم اجتماعی و نظریات شهرسازی در این همایش توسط پژوهشگران و صاحب نظران این علوم به بحث نشسته و راهکارهای سازنده ای را برای حل مشکلات شهر در پی داشته باشد. ایشان سخنرانی خود را اینگونه آغاز نمود:
«هرگاه صحبت از شهر به میان می آید، به ذهن عموم مردم ترکیبی از تعدادی پلاک (قطعه زمین) به همراه معابری که این پلاکها را به یکدیگر متصل نموده به یاد خواهد آمد. لذا چون با یک نگاه کالبدی صرف به شهر نگریسته شده ضرورتی دیده نشده که به تمامی ابعاد وجودی آدمی در شهر توجهی گردد. نتیجه چنین نگاهی به شهر سبب گردیده که مدیران و تصمیم گیران شهری تنها به جنبه های کمی و کالبدی شهر توجه نمایند. شهرِ برخاسته از چنین نگرشی برای انسان نیست، بلکه انسانها برای آن شهر هستند.»
وی در ادامه مشکل اصلی برنامه ریزی شهری تهران را اینگونه بیان نمود:
امروزه آنچه در برنامه ریزی شهری به فراموشی سپرده شده حیثیت و کرامت انسانی است. لذا به طور کلی تمامی جنبه های انسانی در برنامه ریزی و مدیریت شهری دیده نشده است. اگر همه ابعاد انسان در شهر دیده شده بود، کیفیت زندگی او برای ما (به عنوان شهرسازان، مدیران و تصمیم گیران شهر) مهم بود و شهر و برنامه ریزی های آن به گونۀ دیگری شکل می گرفت. در شهرسازی انسانگرا، شهر به مثابه یک موجود زنده در نظر گرفته می شود. در اینجا حیات و زندگی شهر به معنای یک حیات معمول حیوانی وگیاهی نیست بلکه به معنای حیات کالبدیِ پیوند خورده با انسان است. به بیانی دیگر وقتی حیات شهری با زندگی انسان پیوند می خورد شهر نیز به یک موجود زنده تبدیل می گردد.
در چارچوب این نوع نگاه به شهر، مدیران و تصمیم گیران شهری بایستی ابتدا به شناخت جامعی از گرایشها و باورهای مردم آن شهر دست یابند. هرگونه تغییرات فضایی بایستی با توجه به این اصول و باورها انجام گیرد. در این حالت شهرساز و مدیر شهری نمی تواند هرگونه که بخواهد شهر را بر طبق نظر شخصی خود تغییر دهد. عدم توجه به ابعاد انسانی سبب ایجاد نوعی تعارض میان کالبد شهر و فرایندها و رفتارهای اجتماعی انسانها خواهد شد. البته همواره آدمی در این میان، راه حل خود را خواهد یافت لکن شهر در خدمت این آدمها قرا نگرفته و شهر با رفتار و خواسته های آنان در تعارض خواهد بود.
بنابراین آنچه که در برنامه ریزی شهری امروز فراموش شده، حق حیات است. حق حیات نه به معنای حیات حیوانی و نباتی، بلکه به معنای گستردۀ آن یعنی حق حیات انسانی. این حق فطری برای انسان در ساختارهایی جلوه نمایی می کند. در مرحله اول حق دسترسی به مسکن، آب و هوای سالم، ... زمانی که این نیازهای اولیه برآورده شد، این حق حیات بسط پیدا کرده و نیازهای ثانویه مطرح می گردد: احترام، آزادی، کرامت انسانی و...
نظر به اینکه حق حیات انسانی، یک حق فطری است فلذا بایستی تصمیم گیران و برنامه ریزان شهری حق حیات انسانی را به رسمیت بشناسند. در این دیدگاه به کیفیت زندگی انسانها فراتر از کالبد و کمیت بها داده می شود. چرا که برای پاسخ گویی به نیازهای انسانی، شبکه ای از روابط و سازمانها شکل می گیرد که این سازمانها و روابط در نهایت سبب ارتقای کیفیت زندگی بشر خواهد شد. با چنین نگرشی، شهر همچون امانتی است در دست مدیران و تصمیم گیران شهری که بایستی در حفظ و نگهداری آن کوشا باشند. در این صورت مدیریت شهری حق نخواهد داشت که به هر نحوی که تمایل داشت در شهر تصرف نماید. زیرا در این فضا انسانها زندگی می کنند و انسانها حق حیات دارند. بنابراین ما نمی توانیم با ارادۀ معطوف به قدرت در شهر تصرف کنیم. بلکه ارادۀ معطوف به حیات انسانها باید مبنای تصرف در شهر باشد. در این صورت مسئولین و متولیان شهر در برابر تخریب فضاهای سبز طبیعی و آلودگی شهر، ساخت و سازهای بی رویه و... نمی توانند بی تفاوت باشند.