آینده شهر تهران از دیدگاه دو اندیشمند ایرانی

کد مقاله : #76
تاریخ انتشار : دوشنبه, 6 مهر 1394 14:27
تعداد بازدید کننده : 1852
چاپ ارسال به دوستان
شما این مطلب را ارسال خواهید کرد:
آینده شهر تهران از دیدگاه دو اندیشمند ایرانی
  • Reload بازآوری
بزرگ یا کوچک بودن حروف اهمیت ندارد
ارسال
شهر تهران در شرایط کاملا ناپایداری اجتماعی و فرهنگی قرار دارد تا جایی که فرهنگ سوداگری در روابط شهروندان نیز رخنه کرده است.

با این روند پیش رو و آمارهای افزایش مخاطرات اجتماعی، شهر تهران چه سرنوشتی در آینده خواهد داشت؟
در «نخستین همایش ملی جامعه معماری و شهر» که توسط پژوهشکده معماری و شهرسازی شبستان در مهر ماه سال 1393 برگزار گردید، این موضوع یکی از بحثهای محوری همایش را تشکیل می داد. دکتر محمدامین قانعی راد رییس انجمن جامعه شناسی ایران و عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور به عنوان یکی از سخنرانان کلیدی این همایش شرایط کنونی شهر تهران را اینگونه تبیین نمود:
«نیروهای حاکم بر فرایند شکل دهی به فضای شهری خصوصا نیروی «بازار» بحرانهای شدید اجتماعی را در شهر در پی خواهد داشت. از جمله ناشناختگی و غریبگی که زیمل بدان اشاره داشته، در شهر اتفاق می افتد. از خود بیگانگی انسان شهری فقط به معنای یک مفهوم و حالت روشنفکرانه نیست. بلکه در کنار این غریبگی، خشونت و جرائم شهری و نهایتا ناامنی شکل خواهد گرفت. انسان به صورت فطری نسبت به محیط خود نمی تواند بی تفاوت باشد. چون انسان یک حیوان معناساز است و هر کجا که برای او معنا نداشته باشد در آن دچار اضطراب شده و از حضور در آن فضا احساس ناامنی می کند. به همین دلیل سعی می کند در جهت حفظ امنیت خود به گونه ای در مقابل محیط پیرامونی از خود واکنش نشان دهد. بنابراین اگر فکری برای بحرانهای اجتماعی و فرهنگی شهر تهران نشود، در آینده ای نه چندان دور به نظر می رسد که این شهر با فرسایش مستمر فضاهای عمومی روبرو شده و نهایتا تهران به شهر ناامنی و اضطراب تبدیل شود که در آن شاهد جرایم و خشونت های شهری و فاصلۀ گروه های مختلف اجتماعی با یکدیگر خواهیم بود.»
دکتر ابوالحسن ریاضی معاون دانشجویان داخل سازمان امور دانشجویان وزارت علوم تحقیقات و فناوری و استادیار پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی بوده که در این همایش حضور داشت این چنین افزود: «بایستی اعتراف نمود که ما در شهری زندگی می کنیم که حداقل اطمینان به همسایۀ خودمان را نیز نداریم و زندگی زندگی دوگانۀمان را از او نیز پنهان می کنیم.» به بیانی، به دلیل فقدان معنا و مفهوم دیرینه «محله و همسایگی»، سطح روابط شهروندان در شهر به یک وضعیت آنومیک رسیده و این نکته ای است که بایستی مدیران شهری در حوزه های مختلف اجتماعی بدان بپردازند. بایستی تغییرات در نظام برنامه ریزی شهری به گونه ای حاصل شود که شهروندان حداقلی از یک امنیت اجتماعی در یک سطح محدودی از شهر تجربه نمایند و در سایه آن قادر به ادامه زندگی روزمره خود باشند.
روابط اجتماعی داخل یک محلۀ همگون، امکان شکل گیری امنیت و پایداری را برای زندگی اجتماعی مردم فراهم می سازد. اما در تهران به ویژه در سه دهه اخیر، این پدیده به شدت مخدوش شد، به طوری که دیگر ما قادر به ایجاد حداقل ارتباط های چهره به چهره هم نیستیم. شهری که به شدت نیازمند افزایش بار عاطفی و تخلیۀ هیجانی است.
به راستی سطح روابط شهروندان در تهران به وضعیتی بحرانی رسیده است. یکی از نشانه های این وضعیت، افزایش تعداد پرونده های قضایی مربوط به درگیری های شهروندان، خانوادگی، طلاق و... است. آیا وقت آن نرسیده که مدیران و سیاست گذاران حوزه های اجتماعی و فرهنگی به راهکاری برای برون رفت از این بحران بیاندیشند؟ بحرانی که در حال تبدیل به آشفتگی اجتماعی خواهد بود.