نیروهای شکل دهندۀ فضای شهر: دکتر محمدامین قانعی راد

کد مقاله : #81
تاریخ انتشار : دوشنبه, 6 مهر 1394 14:34
تعداد بازدید کننده : 1536
چاپ ارسال به دوستان
شما این مطلب را ارسال خواهید کرد:
نیروهای شکل دهندۀ فضای شهر: دکتر محمدامین قانعی...
  • Reload بازآوری
بزرگ یا کوچک بودن حروف اهمیت ندارد
ارسال
دکتر قانعی راد، رییس انجمن جامعه شناسی ایران، به تبیین نیروهای شکل دهندۀ فضا در شهر پرداخته است.

عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور به عنوان یکی از سخنرانان کلیدی «نخستین همایش ملی جامعه معماری و شهر» که توسط پژوهشکده معماری و شهرسازی شبستان در مهر ماه سال 1393 برگزار گردید، در سخنرانی خود به تبیین نیروهای شکل دهندۀ فضا در شهر پرداخت.
وی سخن خود را اینگونه آغاز نمود:
در تهران همانند دیگر کلانشهرهای دنیا، سه نیروی اجتماعی تلاش می کنند تا شهر را در راستای منافع خود و بر اساس منطق خود شکل دهند: 1)بازار 2)دولت 3)جامعۀ مدنی. این سه نیرو بر اساس سه منطق متفاوت عمل می کنند. منطق «بازار» عمدتاً تولید ثروت بوده و منطق «دولت» عمدتاً ایجاد نظم و همگونی اجتماعی است. همچنین در مواردی دولت به دنبال ایجاد قدرت بوده است. «جامعۀ مدنی» نیز به دنبال ایجاد ارتباطات انسانی و زندگی کردن است. به نظر می رسد در شرایط کنونی در تهران نیروی «بازار» از همه قوی تر بوده و «جامعۀ مدنی» در این میان از همه ناتوانتر و اغلب ناکام بوده است.
دولت با نمادها و نقاشی های دیواری که در شهر به نمایش می گذارد و همچنین از طریق راهپیمایی ها و مراسم و آیین هایی که برگزار می شود، سعی می کند یک شهر ایدئولوژیک را شکل دهد. گویا تهران شهر مقدسی است. لذا با به کارگیری از نمادهای قدسی سعی دارد به ذهن مردم به این صورت شکل دهد. از طرفی نیروهای بازار به دنبال توسعۀ کار و فعالیت های خود بوده که از این فعالیت تحت عنوان «تجاری سازی فضا» و «کالایی سازی فضا» یاد شده و همه شهروندان از آثار منفی و تبعات آن به شدت رنج می برند.
این سه نیرو در حال شکل دهی به شهر هستند و ما به عنوان یک معمار، شهرساز، جامعه شناس یا جغرافی دان بایستی حواسمان باشد که در کدام جبهه و در کنار کدام نیرو ایستاده ایم. گاهی ما نظریاتی را ارئه می دهیم که قدرت بازار و تهاجم آن به محلات و حوزه های سکونتی شهروندان را یک امر طبیعی جلوه می دهیم. بنابراین خواسته یا ناخواسته در کنار نیروی بازار قرار داریم. اساسا چرا بایستی بازار تا این مقدار در محلات شهری نفوذ کند؟ این موضوع چندان تفاوتی با برخورد امریکاییان با سرخپوستان بومی ندارد. بومیان محله «عین الدوله» چطور بایستی در مقابل زیاده خواهی، پیش روی و تجاوز بازار به حدود محله خود برخورد نمایند؟ چرا این امر را باید طبیعی تلقی نماییم؟


جایگاه جامعه شناسی در معماری و شهرسازی از منظر دکتر محمدامین قانعی راد رییس انجمن جامعه شناسی ایران

دکتر محمدامین قانعی راد رییس انجمن جامعه شناسی ایران جایگاه جامعه شناسی در معماری و شهرسازی را اینگونه تبیین کرد
دکتر محمدامین قانعی راد رییس انجمن جامعه شناسی ایران و عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور به عنوان یکی از سخنرانان کلیدی «نخستین همایش ملی جامعه معماری و شهر» که توسط پژوهشکده معماری و شهرسازی شبستان در مهر ماه سال 1393 برگزار گردید، در سخنرانی خود به نقش و جایگاه علم جامعه شناسی در طراحی معماری و شهرسازی اشاره نمود. وی اظهار داشت:
همواره دو دانش و نیروی معرفتی (دو فرهنگ) معماری و فضا را شکل می دادند. یکی از این نیروهای معرفتی از وادی هنر (Art) و دیگری از علم و فناوری (Science & Technology). لذا حوزۀ معماری را در میانه علوم مهندسی و هنر قرار داده است. بر اساس دیدگاه اول «معماری به مثابه هنر» است. در این حیطه معمار به یک هنرمند تبدیل می شود که از سرچشمه خلاقیت و ذوق هنری خود به خلق فضا دست می زند. اما دیدگاه دوم معمار را به عنوان یک مهندس مطرح نموده که بایستی تمامی عوامل فنی و ساختمانی را با یکدیگر هماهنگ نماید فلذا او یک مهندس هماهنگ کننده (Coordinator) میان دیگر مهندسی های مرتبط با ساختمان است. زیرا فضا یک موضوع علمی است که در آن دقت و عینیت وجود داشته و بر اساس آنها و استانداردهای فیزیکی مرتبط با آن بایستی برنامه ریزی و طراحی فضایی انجام گیرد. به تعبیر «لوفور» معماری توجه به یک نوع بازنمایی فضا از دیدگاه علم است. در این صورت معمار و طراح فضای شهری یک مهندس بوده و یک نوع ایدئولوژی تکنوکراتیک در ذهن او پدیدار می شود که از طریق او به فضای شهر تحمیل می شود. بنابراین با یک نگاه ابزاری به علم، بر اساس منابعی که در اختیار دارد برنامه ریزی نموده و شهر و فضا را شکل می دهد.
دیدگاه اول (Art) معماری را به سمت فرم می کشاند و سبب غلبۀ عنصر زیبایی شناسی بر معماری و طراحی شهری می شود. در حالی که نگاه علمی آن را به سمت کارکرد خواهد کشاند. این طرف یک نوع فرمالیسم است و آن سو نوعی فونکسیونالیسم که هر دوی آنها اگر یک جانبه و یک سویه صرف نباشد، خوب و سازنده است.
حاکمیت فونکسیونالیسم بر معماری و شهرسازی به معنای استعمار و استثمار فضا (Colonization of Space) به نفع قدرت و ثروت است. به عبارتی دیگر اگر معمار نگاه صرف علمی و تکنوکراتیک در طراحی فضا داشته باشد، به معنای این است که او وارد فرایند استعمار فضا به نفع منطق سرمایه و قدرت شده و به گسترش یک نوع معماری ابزاری در شهر کمک نموده است. این همان چیزی است که هم اکنون در تهران حاکم بوده. گرایش به فرمالیسم و غلبه فرم بر محتوا و کارکرد نیز یک نوع فضای اثیری و اسطوره ای و هنری را بازنمایی نموده، بدون آنکه به کارکردهای شهری در آن توجهی شده باشد. طبیعی است که هر دوی اینها بایستی مورد توجه قرار گیرد.
وی به عنوان یک جامعه شناس در کنار هنر و علم، فرهنگ سومی را مطرح نمود که معماران را به آن دعوت نمود و آن فرهنگ «علوم اجتماعی» است. توجه به ابعاد و تاثیرات اجتماعی طرح های کالبدی موضوعی است که در محوریت همایش «جامعه، معماری و شهر» قرار داشت و مقالات فراوانی در این حوزه در آن ارائه شد. ایشان به همراه جمعی از اعضای انجمن جامعه شناسی ایران، عضو کمیته علمی همایش اخیر بوده و در ارتقای سطح علمی همایش راهنمایی های موثری داشتند.