human, nature and architecture

: #107
تاریخ انتشار : پنج شنبه, 7 تیر 1397 1:29
تعداد بازدید کننده : 169
ارسال به دوستان
شما این مطلب را ارسال خواهید کرد:
human, nature and architecture
  • Reload بازآوری
بزرگ یا کوچک بودن حروف اهمیت ندارد
ارسال

پیشگفتار
در ابتدا انسان در طبیعت و جزئی از طبیعت بود و پس از اینکه توانست برای خود مسکن تهیه کند (مسکنی که دائمی باشد نه زندگی در غار یا بالای درختان یا محل های که از شاخ و برگ درختان است) توانست به واسطه ی معماری حصاری میان خود و طبیعت ایجاد کند که در آن زمان هدفش مراقبت از خویشتن بود.
این حصار تا آنجا پیش رفت که مسکن اولیه تبدیل به کلان شهرها شد و روز به روز فاصله مکانی او از طبیعت دورتر گشت تا اینکه امروزه دیدن یک حیوان یا یک درخت در شهرهای بزرگ برای انسان ها بسیار جالب و مهیج است. این قطع ارتباط و دوری از طبیعت مشکلات فراوانی برای بشر که خود، موجودی طبیعی است فراهم کرده است.
می توان گفت علومی که انسان سالها در جهت رسیدن به آنها بوده است به جای آنکه او را به آسایش برساند تنها علاجی بر دردهایی است که به واسطه همین تکنولوژی برایش پدید آمده است و راهکار هایی برای این سبک از زندگی بشر است که سنخیتی با طبیعت او ندارد.
هنگامی که به واسطه تکنولوژی دیگر نیاز به تحرک انسان وجود ندارد و آسایش محیطی ایده آل توسط همین تکنولوژی فراهم می گردد، بشر فراموش می کند که متعلق به طبیعت است.(همانگونه که اگر انسان بیمار نمی شد، پی نمی برد موجودی ضعیف و زوال پذیر است و مشخص نبود غرور، او را به کجا می برد.)
هنگامی که طبیعت به محیط مصنوعی تبدیل می شود، انسان نیز به موجودی مصنوعی تبدیل می شود و ریشه ی همه گرفتاری های بشر از همین جا شروع می شود. مشکلات روانی، افسردگی، بیماری های جسمی و حرکتی، چاقی و... از بیماری هایست که در گذشته، بشر کمتر به آن دچار بوده است علیرغم اینکه تکنولوژی و امکانات امروز را نداشته است.(البته نباید منکر گسترش بهداشت و پیشرفت های پزشکی شد)
کودکی که در آپارتمان زندگی می کند همیشه به مادر و پدر خود وابسته است و حاضر نیست یک لحظه از آنها دور شود اما هنگامی که همان کودک وارد طبیعت شود و به ذات اصلی خود بازگردد،گاهی اوقات فراموش می کند که پدر و مادر داشته است و شروع به بازی کردن در طبیعت می کند. فرار کردن ساکنین شهرها در تعطیلات آخر هفته به بیرون از شهرها، نشانه ی دیگری از خستگی مردم از زندگی تکنولوژیک شهری و بازگشت به اصل خود است.
طبیعت همیشه برای همه چیز پاسخ و راه حل دارد و الگویی کامل و تامین کننده ای کافی برای تمامی موجوداتی است که در دامانش خلق می شود. درست است که انسان موجود طبیعی اجتماعی است و به تنهایی نمی تواند به حیات و تکامل خویش ادامه دهد. اما این مدلی که در شهر ها مشاهده می شود و ورود ناخواسته افراد به حرایم شخصی یکدیگر با توجه به فاصله کم آنها از یکدیگر مشکلات بسیاری فراهم آورده است. فاصله غیر طبیعی عاطفی و فیزیکی (کم یا زیاد) میان انسان ها خود بر خلاف طبیعت آنها بوده است و به هم خوردن تعادل این فواصل سبب بروز مشکلات و بیماری های مختلف در انسان می گردد. پس می توان گفت انسان هایی که در محیط های مصنوعی زندگی می کنند و روابط اجتماعی شان متناسب با طبیعت انسانی نیست، انسان هایی غیر طبیعی و ناسالم هستند.(همانند انسان هایی که در شهر های پس از انقلاب صنعتی در اروپا پدید آمدند). پس از مشاهده چنین مشکلاتی اروپاییان به صورت جدی به فکر افتادند که بتوانند بشری که هیچ دلبستگی به طبیعت خویش نداشت و دچار عوارض فراوان گشته بود را با طبیعت آشتی دهد. نهضت هنر نو یکی از این تفکرات بود و به دنبال آن فلسفه های طبیعت گرایی و رمانتیک به نجات انسان های آن دوره پرداختند و پس از آن پست مدرنیسم با شعار اهمیت به احساسات انسان و با توجه به تجربیات دوره های قبل پا به عرصه نهاد و توانست با مدل های علمی مانند توسعه پایدار، اکوتک، بیونیک و ...روش هایی را ارائه کند تا نسل بشر بتواند با راهکار هایی با استفاده از تکنولوژی در جهت رفاهی پایدار، او را به آسایش برساند و زمینه را در جهت رسیدن به آرامش و رضایتمندی فراهم کند.
لذا در این کتاب دانستن تاریخ مواجه انسان و طبیعت و نمود آنها در معماریشان و همچنین دیدگاه دوره های مختلف تاریخی غرب تا دوره کنونی در ادامه این مطالب مورد بررسی قرار گرفته است . سپس سبک های ادبی جهان غرب که برخواسته از مفاهیم انسان و طبیعت بودند یا این دو مفهوم در آنها نقشی موثر داشته اند بررسی می گردد. درفصل بعدی رابطه انسان و محیط زیست به صورت دسته بندی شده در ادوار مختلف تاریخی و همچنین آثار متقابل انسان و محیط زیست با توجه به حواس پنجگانه انسان و در ادامه ،علم اکولوژی معرفی می گردد.
نظر به آگاهی بیشتر انسان از طبیعت و درک ماهیت طبیعت، توجه به الگوی طبیعت، فصلی با عنوان رهنمود های طبیعت جهت تعامل بیشتر انسان و معماری که شامل معرفی علم بیونیک و الگو برداری سازه از طبیعت آمده است.
در فصل بعد با توجه به مشکلات پدید آمده برای انسان با توجه به دوری از طبیعت راهکارهایی که معماری جهت تعامل بیشتر میان انسا ن و طبیعت ارائه کرده است که شامل معماری ارگانیک ، معماری پایدار و معماری اکوتک است مورد بررسی قرار می گیرد.
در فصل آخر به زندگی انسان های طبیعت اشاره می شود که شامل کوچ نشین ها و اسکیموها می باشد که عامل اصلی زندگی ایشان، طبیعت و تغییر ماه های سال، شب و روز و... می باشد. فراهم نمودن اسباب اولیه زندگی که خوراک و پوشاک است و همچنین زنده ماندن هدف اصلی آنها در زندگی است. نکته قابل توجه در مشاهده زندگی ایشان احساس رضایت و شادی ایشان در زندگانی است.
در انتها لازم است از جناب آقای دکتر محمود رازجویان کمال تشکر را بنمایم ؛ زیرا صحبت های ایشان درباره تالیف این کتاب و تدریس این درس کمک بسیاری به بنده نمود.

بیشتر بخوانید